یک ساعت تفکر
از شیخ انصاری پرسیدند:
چگونه می شود یک ساعت فکر کردن، برتر از هفتاد سال عبادت باشد؟
فرمودند:
« فکری مانند فکر جناب حر در روز عاشورا»
Ashura
از شیخ انصاری پرسیدند:
چگونه می شود یک ساعت فکر کردن، برتر از هفتاد سال عبادت باشد؟
فرمودند:
« فکری مانند فکر جناب حر در روز عاشورا»
اگرچه مثل محرم نمی شوم هرگز
جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز
مرا ببخش مرا، چون که خوب می دانم
که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز
شعر از: حمیدرضا برقعی
از سوخته دلها نگیر آقا غمت را
یک وقت از دستم نگیری پرچمت را
بگذار یک گوشه به پای تو بمیرم
کنج حسینیه به پای تو بمیرم
به قلم: علی اکبر لطیفیان
خدمت تجلی ارادتهای شیعه است
بالاترین نوع عبادتهای شیعه است
ما به ولایت می رسیم از این مودت
ما به مودت می رسیم از راه خدمت
به قلم: علی اکبر لطیفیان
روزگاری رهبر و پیغمبر جامعه اسلامی، از همان مکه و مدینه پرچمها را می بست، به دست مسلمانها می داد و آنها تا اقصي نقاء جزیرة العرب و تا مرزهای شام می رفتند؛ امپراتوری روم را تهدید می کردند؛ آنها از مقابلشان می گریختند و لشکریان اسلام پیروزمندانه برمی گشتند؛ که در این خصوص می توان به ماجرای «تبوک» اشاره کرد. روزگاری در مسجد و معبر جامعه اسلامی، صوت و تلاوت قرآن بلند بود و پیغمبر با آن لحن و آن نفس، آیات خدا را برای مردم می خواند و مردم را موعظه می کرد و آنها را در جاده هدایت و با سرعت پیش می برد. ولی چه شد که همین جامعه، همین کشور و همین شهرها، کارشان به جایی رسد وآنقدر از اسلام دور شدند که کسی مثل یزید برآنها حکومت می کرد!؟ وضعی پیش آمد که کسی مثل حسین بن علی علیه السلام ، دید که چاره ای جز این فداکاری عظیم ندارد!…
قرآن جواب ما را داده است. قرآن، آن درد را به مسلمین معرفی می کند. آن آیه ای است که می فرماید:« فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاة واتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيا».دو عامل، عامل اصلی این گمراهی و انحراف عمومی است: یکی دور شدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است. فراموش کردن خدا و معنویت؛ حساب معنویت را از زندگی جدا کردن و توجه و ذکر و دعا و توسل و طلب از خدای متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایی را از زندگی کنار گذاشتن. دوم «واتبعوا الشهوات»؛ دنبال شهوترانیها رفتن؛ دنبال هوسها رفتن و در یک جمله: دنیا طلبی. به فکر جمع آوری ثروت، جمع آوری مال و التذاذ به شهوات دنیا افتادن. اینها را اصل دانستن و آرمانها را فراموش کردن.
این درد اساسی و بزرگ است. ما هم ممکن است به این درد دچار شویم. اگر در جامعه اسلامی، آن حالت آرمانخواهی از بین برود یا ضعیف شود؛ هرکس به فکر این باشد که کلاهش را از معرکه به در ببرد و از دیگران در دنیا عقب نیفتد؛ این که«دیگری جمع کرده است؛ ما هم برویم جمع کنیم و خلاصه خود و مصالح خود را بر مصالح جامعه ترجیح دهیم»، معلوم است که به این درد دچار می شویم.
مقام معظم رهبری 1371/4/22
منت ندارم بر سرت تو لطف کردی
حالا که هستم نوکرت تو لطف کردی
یک شب غذای خواهرت را بار کردم
یک شب غذای دخترت را بار کردم
باید که دست از هر چه غیر کربلا شست
دیگ تو را شستم خدا روح مرا شست
به قلم: علی اکبر لطیفیان
من خام بودم غصه و غم پخته ام کرد
این پخت و پزهای محرم پخته ام کرد
به قلم: علی اکبر لطیفیان