Ashura
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




تعداد میهانان ما

  • امروز: 14
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 2347
  • 1 ماه قبل: 2474
  • کل بازدیدها: 20097



  •   قامتش را صاف نگه داشته بود   ...

    ▪️روی خاک‌های داغ شام راه می‌رفت. گاهی نگاهش به فرزند برادرش بود که با حال ناخوشش، روی شتر با غل و زنجیر بسته‌شده بود. گاهی با کودکانِ کاروان، که دستانشان بسته بود و از گرسنگی بیتاب بودند، حرف می‌زد و غذای اندک خود را به آنها می‌داد. گاهی به زنان کاروان که داغ همسر و فرزند بر جگر داشتند و می‌گریستند، دلداری می‌داد. گاهی به یاد دو فرزندش می‌افتاد که به عشق امام حسین‌علیه‌السلام به میدان جنگ رفته‌بودند و به شهادت رسیدند؛ و یاد همسرش که این روزها از او دور بود و جای خالیش بیشتر از همیشه احساس می‌شد.

    🔰گاهی هم با حسرت و غم به نیزه‌هایی نگاه می‌کرد که سرهای شهیدان بر آنها بود. امّا قامتش را صاف نگه می‌داشت و گامهایش را محکم بر می‌داشت، تا این‌گونه به همراهانش قوّت قلب دهد و به دشمنان بفهماند حق ندارند با نگاه و رفتارشان به اسیران جسارت کنند. در شام، در مجلس یزید، شرابخواری‌ها‌، هلهله‌ها و بی‌حرمتی‌ها را دید، امّا لحظه‌ای بیتابی نکرد، و با شهامت، خطبه‌ای خواند که در آن، چهره سیاه دشمنان امام حسین‌علیه‌السلام رسوا می‌شد.

    🔹خطبه او، خطبه یک اسیر نبود؛ خطبه بانویی مقاوم بود که از هیچ‌کس جز خدا نمی‌ترسید. در قلبش عشقی بود که تمام مصیبت‌ها و سختی‌ها را برایش آسان کرده‌ بود؛ عشقی که نمی‌گذاشت «زینب»سلام‌الله‌علیها چیزی غیر از زیبایی ببیند… عشقی به رنگ خدا.

     

    موضوعات: مراسم عزاداری mourning ceremony  لینک ثابت



    [دوشنبه 1398-06-18] [ 06:47:00 ق.ظ ]





      سالک الی الله   ...

    ما هم میتوانیم با توبه زائر حسین علیه السلام باشیم و مثل حر سالک الی الله شویم.

    موضوعات: روز عاشورا  لینک ثابت



     [ 06:38:00 ق.ظ ]





      تاسوعا در بناب   ...

    مراسم عزاداری شب تاسوعا در بناب، آذربایجان شرقی

    موضوعات: مراسم عزاداری mourning ceremony  لینک ثابت



     [ 06:32:00 ق.ظ ]





      حیدر حیدر گویان   ...

    مراسم حیدر حیدر گویان در شب تاسوعای حسینی در شهرستان بناب

    موضوعات: مراسم عزاداری mourning ceremony  لینک ثابت



     [ 06:29:00 ق.ظ ]





      آزاد مرد   ...

     

    بسم الله الرحمن الرحیم

    “حر”،  از اول هم دو دل بود؛ بین این طرف و آن طرف. بین امام که بهترین خلق خدا بود و یزید که خلیفه مسلمین بود. مامور بود به سد کردن مسیر، نه درگیری. اذن مواظبت داشت، نه قتال‌نامه‌ی صلح داشت، نه جنگ

    In the name of God

    Hour was hesitant at first, between this and that, Between Imam  the best people and the Yazid who was the caliph of Muslims. It was to block the route, not the conflict He was allowed to watch, not kill There was a letter of peace, not war,

    اما باور داشت او فرزند پیامبر است، پسر فاطمه‌سلام‌الله‌علیها است، پدرش علی‌علیه‌السلام است، برادرش مجتبی‌علیه‌السلام است… باور داشت که در جواب امام، به احترام دختر پیامبر سکوت کرد، عدالتشان را قبول داشت که پشت امام نماز خواند، حریمشان را محترم می‌شمرد که به خیمه‌گاه نزدیک نشد.

    But He believed that he was the son of the Prophet, the son of Fatima (peace be upon him), his father was Ali (peace be upon him), his brother was Mojtaba (peace be upon him)… He believed that in response to the Imam, one should remain silent in honor of the Prophet’s daughter, They accepted their righteousness to pray behind the Imam, He respected their privacy and did not come close to the tent

    “حر” فکر نمی‌کرد جنگ شود، خونریزی شود، درگیری شود، وقتی مطمئن شد که این سپاه به قصد قتل عام آمدند، همان احترام، ادب، علاقه، کفه بر حق بودن سپاه امام را سنگین کرد.

    Hour He didn’t think there would be war, bloodshed, conflict, When he was convinced that the corps was about to be slaughtered, the same respect, courtesy, interest, and the imam’s rightfulness were weighed upon..

    فقط شک کرد به توبه‌اش، بازگشتش، پذیرفته شدنش… نخواست چشم در چشم شود، به خون غلتیده شدن کسی را ببیند، نگاهش به چشمان تشنه کودکان بیفتد، شرم حضور داشت پیش عقیله بنی‌هاشم تا خیمه‌گاه سر به زیر آمد، نیامده، رفت و “حر” شد.

    He only doubted his repentance, his return, his acceptance… He didn’t want to be blindfolded, to see someone’s blood rolling, his eyes to fall on the thirsty eyes of children, shame on wise woman of Benny Hashim He went down to the tent, He didn’t come, he went And he became Hour..

     

    چهارم محرم

    Fourth of Muharram

    موضوعات: مراسم عزاداری mourning ceremony, یاران ابا عبد الله الحسین علیه السلام  لینک ثابت



    [یکشنبه 1398-06-03] [ 11:11:00 ب.ظ ]





      Emam Bagher.as   ...

    پنجمین امام شیعیان، ابوجعفر، محمد، ملقب به باقر العلوم، فرزند امام علی‌بن‌الحسین‌علیه‌السلام و فاطمه بنت حسن‌بن‌علی‌علیه‌السلام است. ایشان در سال 57 هجری قمری در شهر مدینه به دنیا آمد. در چهار سالگی در کربلا، همراه با کاروان اسرای عاشورایی واقعه‌ی مصیبت‌بارِ کربلا را درک کرد و پس از 35 سال امامتِ پدر بزرگوارش، در سال 94 یا 95 قمری به امامت رسید. دوران امامت حضرت، مصادف با ضعف خلافت اُموی و درگیریشان با عباسیان بود. همین امر، فرصت مناسبی را ایجاد کرد تا امام باقرعلیه‌السلام گامهای بسیار مهمی را برای تدوین فرهنگ شیعه در برابر ظهور و بروز عقاید و افکار انحرافی بردارد. کم شدن فشار و کنترل حاکمیت، به دلیل نزاعِ قدرت، موجب پیدایش و رواج فِرَق و گروههای انحرافی زیادی مانند “غُلات” و “خوارج” شده بود. امام باقرعلیه‌السلام علاوه بر احتجاجات و مبارزات علمی که شخصا با بزرگان ادیان و مذاهب داشته، شاگردان ممتازی را در راستای معرفی و ترویج معارف ناب اسلامی داشته است. از جمله شاگردان برجسته‌ی ایشان محمدبن‌مسلم، زراة‌بن‌اعین، حمران‌بن‌اعین، ابوبصیر، هشام‌بن‌سالم و برید‌بن‌معاویه‌عجلی بوده‌اند. حضرت محمد باقرعلیه‌السلام پس از 58 سال زندگی پر فراز و نشیب در سال 114 قمری توسط خلیفه‌ی وقت، هشام‌بن‌عبدالملک مسموم و به شهادت رسید. مرقد شریف ایشان در قبرستان بقیع در شهر مدینه است. روایات و احادیث بسیاری از امام باقرعلیه‌السلام در دست شیعیان است. در ادامه، برای تَیمّن، چند روایتِ ایشان را از کتاب شریف تحف‌العقول، تالیف ابومحمدحّرانی نقل می‌کنیم:

    ۱. «إعرف المودةَ فی قلبِ أخیکَ بِما لُه فی قلبک»؛ مهر قلبیِ برادرت نسبت به خود را با ارزیابی مهرِ قلبیت نسبت به او، بشناس.

    ۲. «ألحیاءُ و الایمانُ مقرونانِ فی قرنٍ، فإذا ذهب أحدهما تبعه صاحبه»؛ حیا و ایمان در یک ریسمان، پیوسته و تنیده شده‌اند، هرگاه یکی از آن دو رَوَد، دیگری نیز به دنبالش برود.

    ۳. «ألبِشرُالحَسَن و طِلاقةُ الوجه مکسبه للمحبّهِ و قربهٌ من الله. و عبوسُ الوجهِ و سوء البِشرِ مُکسبهٌ للمُقتِ و بُعدٌ من الله»؛ چهره‌ی شاداب و خوشرویی مِهرآور و نزدیک‌کننده به خدا، و چهره‌ی عبوس و بدرویی دشمنی‌آور و دورکننده از خداست.

    The fifth Imam of the Shi’ites, Abu Ja’far, Muhammad, Bagher al-Ulum, the son of Imam Ali ibn al-Hussein (peace be upon him) and Fatimah Bennet Hassan ibn Ali (peace be upon him).He was born in the city of Medina in the year 57 AH. At the age of four in Karbala, along with a prisoner convoy of Ashura, he realized the tragic event of Karbala, and after 35 years of Imamate of his father, he succeeded in the year 94 or 95 BC. The Imamate era was coincident with the weakness of the Umayyad caliphate and its engagement with the Abbasids. The same thing created a good opportunity for Imam Baqir (pbuh) to take very important steps towards the development of Shiite culture against the emergence and outbreak of ideas. Lowering the pressure and control of the sovereignty, due to the conflict of power, led to the emergence and spread of a variety of diverse groups such as skharthyj. Imam Baqir (pbuh ) in addition to the censure and the scientific struggles that personally with the great religious leaders, had outstanding students in the direction of the introduction and promotion of pure Islamic teachings. Among his outstanding students were Mohammed ibn Musa’m, Zara’t ibn Ayin, Hamran ibn Ayin, Aboubsir, Hisham bin Salem and Brayd Bin Muawiyah. Many Hadiths of the Imam Baqir (PBUH) are in the hands of the Shiites. In the following, for For tanksgiving, we narrate some of their narrations from the book of Taqafolqql, compilation of Abu Mohammad ;

    1. Know your brother’s heart’s affection towards yourself by evaluating the heartfelt affection towards him ;

    2. Humility and Faith are continually and intertwined in a string; whenever one of the two goes, another will follow it.

    3. The happy face makes love and brings man closer to God. The sullen face makes 

     

    موضوعات: فرزندان امام حسین علیه السلام, فرزندان امام حسین علیه السلام  لینک ثابت



    [جمعه 1398-03-31] [ 12:34:00 ق.ظ ]





      تاسوعا در کرج   ...

    تاسوعا در کرج

    موضوعات: Hazrat Abbas, Hazrat Abbas  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1397-06-28] [ 01:53:00 ب.ظ ]





    1 3 4

      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    Ashura