Ashura
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   




تعداد میهانان ما

  • امروز: 2
  • دیروز:
  • 7 روز قبل: 2347
  • 1 ماه قبل: 2474
  • کل بازدیدها: 20097



  •   Ali asghar.as   ...

     

    موضوعات: Ali al-Asghar ibn Husayn  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1398-06-20] [ 01:46:00 ب.ظ ]





      شیر خوارگان حسینی   ...

    مراسم شیرخوارگان حسینی در زنجان


    موضوعات: Ali al-Asghar ibn Husayn  لینک ثابت



    [جمعه 1397-06-23] [ 08:51:00 ب.ظ ]





      شیرخوارگان حسینی   ...


    مراسم آماده سازی لباس، برای مراسم شیرخوارگان حسینی.

    شهر زنجان.

    در این مراسم تعداد زیادی لباس کودک و پارچه ی سبز و سربند برای همایش شیرخوارگان حسینی آماده شد.

    موضوعات: Ali al-Asghar ibn Husayn  لینک ثابت



     [ 08:48:00 ب.ظ ]





      ali asghar   ...

    aliasghar,ashura

    موضوعات: Ali al-Asghar ibn Husayn  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1396-06-02] [ 06:06:00 ق.ظ ]





      *Every day is Ashura*   ...

    ashura

    ashura

    Mourning for Emam Hossein

    Hosseini mourning bands

    Photographer:Rezaee

     

    موضوعات: day of ashura, Ali al-Asghar ibn Husayn, مراسم عزاداری mourning ceremony, روز عاشورا  لینک ثابت



    [جمعه 1396-05-20] [ 06:01:00 ب.ظ ]





      Ashoura Hosseini   ...

    Ashoura Hosseini

    Ashoura Hosseini

    Ashura ceremony in Iran

    Mourning for Hossein

    Photographer:Rezaee

    موضوعات: day of ashura, Ali al-Asghar ibn Husayn, مراسم عزاداری mourning ceremony, روز عاشورا  لینک ثابت



     [ 05:54:00 ب.ظ ]





      اینو فقط برای اعضای تیم وبلاگ ashura نوشتم   ...

    دست پدرم را محکم گرفته بودم تا داخل جمعیت گمش نکنم و مدام به اطرافم نگاه می کردم در کنار جاده پیرزن عرب نشسته بود و با آسیاب سنگی برنج آرد می کرد تا زوارهای اربعین از آرد بعنوان تبرک بردارند با دیدن او تصمیم گرفتم که از آن تبرک برای فرنی برادرزادم بردارم اما تا جمعیت را رد کردیم و کنار پیرزن رسیدیم آردها تمام شده بود و من خیلی متاثر شدم.

    انگار مرد عربی که جزء موکب دارها بود متوجه ی حالت من شده بود که پیش آمد و اشاره کرد که دنبالش بریم از کنار موکب گذشتیم و وارد یک کوچه مانند تنگ شدیم راستش کمی دلهره داشتم چون پدرم کنار کوله ها نشست و من همراه مرد عرب آمده بودم ، مرد عرب انگار فردی را صدا می زد بعد از چند لحظه یک دختر جوان عرب که گویا دختر آن مرد بود از اتاقی بیرون آمد باورم نمی شد پشت موکب ِ به آن بزرگی در این اتاق کوچک زن ها و دختران زیادی مشغول کار بودند مرد عرب با دخترش صحبت کرد و دخترک برایم از داخل کیسه ی آرد برنج ها یک پلاستیک آرد برنج آورد.

    راستش وقتی زن ها و دخترهای عرب را آنجا مشغول کار دیدم با خودم گفتم چقدر آنها نیت و خلوص پاکی دارند بدون اینکه توی چشم باشند و زائران پیاده ی اربعین را ببینند مشغول فعالیت هستند. و فکر می کردم که آنها خادمین واقعی هستند اما حالا از وقتی که وبلاگ ashura به صورت گروهی ایجاد شده هروقت که وبلاگ را باز می کنم و پست های اعضای این تیم را می بینم بغض خاصی صورتمو برافروخته و چشم هایم را تار و نمناک می کنه . اینجا عطر خادمین مجازی حسینی فضا را عطرآگین کرده.

    عزیزانی که هیچ فردی آن هارا نمی بینه و شبانه روز در حال فعالیت هستند .

    بچه ها خدا قوت و التماس دعا

    مهزیار

    موضوعات: Ali al-Asghar ibn Husayn  لینک ثابت



     [ 12:04:00 ق.ظ ]





    1 2

      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    Ashura